معنی ناگزیده
7 بازدید
[ گُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) غیرمرجح. ناپسندیده. پسندناشده. نگزیده. گزیده ناشده. انتخاب ناشده. مطرود. مقابل گزیده. رجوع به گزیده و برگزیده شود.[ گَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نیش ناخورده. نگزیده. غیرملدوغ. مقابل گزیده. رجوع به گزیده شود.
کلمات همقافیه با «ناگزیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر