معنی ناگزور
4 بازدید
[ گُ ] (ص مرکب) ناگزیر: از این خوان پرجیفه روزی ندارم بجز آنکه باشد از او ناگزورم. مجد همگر (از آنندراج). رجوع به ناگزیر و ناگزر شود.
کلمات همقافیه با «ناگزور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر