معنی ناگزرد
4 بازدید
[ گُ زَ ] (ص مرکب) ضروری. ناگزیر. (از آنندراج). ناگزر. ناگزران. (از ناظم الاطباء): باد همچون آسمان و آفتاب در نظام کل وجودش ناگزرد.انوری. رجوع به ناگزر شود.
کلمات همقافیه با «ناگزرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر