معنی ناکاشت
5 بازدید
(ن مف مرکب) نکاشته. ناکاشته. کاشته ناشده. غیرمزروع. زراعت ناشده. - ناکاشت گذاشتن زمین؛ نکاشتن آن را. غیرمزروع داشتن آن. (یادداشت مؤلف). رجوع به ناکاشته شود.
کلمات همقافیه با «ناکاشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر