معنی ناکاسته
6 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) کاسته نشده. کم نشده. (ناظم الاطباء). مقابل کاسته. رجوع به کاسته شود. - ماه ناکاسته؛ بدر. ماه تمام. (ناظم الاطباء): یکی نامه درخواست آراسته فروزان تر از ماه ناکاسته.فردوسی. به شب ماه ناکاسته چون بود؟ چنان بود اگر مه به افزون بود.فردوسی. مجلس خلوت نگر آراسته روشن و خوش چون مه ناکاسته.نظامی.
کلمات همقافیه با «ناکاسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر