معنی ناپروردگی
4 بازدید
[ پَ رْ وَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) پرورش ندیدن. تربیت نشدن. تربیت ندیدن : از ناپروردگی و بی ممارستی شراستی و زعارتی در طبع داشت. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «ناپروردگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر