معنی ناپرورده
6 بازدید
[ پَ رْ وَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) پرورش نیافته. پرورده نشده. || ناتمام. ناقص. کامل نشده. (یادداشت مؤلف). مقابل پرورده. رجوع به پرورده شود: در علاج زنیکه بچهٔ ناپرورده از وی بیفتد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «ناپرورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر