معنی ناپدیدار کردن
6 بازدید
[ پَ کَ دَ ] (مص مرکب) معدوم کردن. نیست کردن. افناء. از بین بردن. محو و نیست و نابودن کردن : کرا زاد و پرورد دارد نیاز کشد پس کند ناپدیدار باز.اسدی.
کلمات همقافیه با «ناپدیدار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر