معنی ناوکی
9 بازدید
[ وَ ] (ص نسبی) منسوب به ناوک است. رجوع به ناوک شود. - تیر ناوکی؛ حظوه. (تفلیسی): اندام دشمنان تو از تیر ناوکی مانند سوک [ و ؟ ] خوشهٔ جو باد آژده. شاکر بخاری (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). آن دیده را که در تو نظر دارد از حسد روید بجای هر مژه ای تیر ناوکی.سوزنی.
کلمات همقافیه با «ناوکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر