معنی ناوکزن
4 بازدید
[ وَ زَ ] (نف مرکب) ناوک انداز. تیرانداز. (از آنندراج) (بهار عجم). ناوک زننده : ناوک زنی چو غمزهٔ او در زمانه نیست جز جان من خدنگ بلا را نشانه نیست. امیرخسرو (از فرهنگ نظام). دمد تیر و جهد زین نه سپر بی دست ناوک زن بر آن خاکی که پای آن سبک پی را نشان باشد. وحشی.
کلمات همقافیه با «ناوکزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر