معنی ناهوشوار
4 بازدید
[ هوشْ ] (ص مرکب) بی خرد. بی عقل. بی شعور. بی معرفت. ناهوشیار: یلان سینه را گفت با صد سوار بتاز از پی این دو ناهوشوار.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ناهوشوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر