معنی ناهض
6 بازدید
[ هِ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی از نهض و نهوض است. رجوع به نهوض شود. || چوزهٔ مرغ بال تمام راست کرده و آمادهٔ پریدن شده. (منتهی الارب) (آنندراج). جوجهٔ پرنده ای که آماده و مستعد پریدن شده است. (از اقرب الموارد). یا آنکه بالهایش را برای پریدن باز و منبسط می کند. (از معجم متن اللغة). بچهٔ کبوتر که فرا پریدن آمده باشد. (مهذب الاسماء). کبوتربچه که به پریدن نزدیک شده باشد. جوجه. || راه صاعد در کوه. (از معجم متن اللغة) (ناظم الاطباء). || مکان مرتفع. (از معجم متن اللغة) (از المنجد). || گوشت اعلای بازوی اسب. (منتهی الارب) (از آنندراج). گوشتی که بر قسمت بالای بازوی اسب ظاهر شود، یا گوشتی که در ظاهر بازو، از بالا به پائین جمع شود. یا رأس المنکب. (از معجم متن اللغة). گوشت میان بازو. (مهذب الاسماء). گوشت بالای بازو. ج، نواهض.
کلمات همقافیه با «ناهض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هض» برای سرودن شعر