معنی ناهاری کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) ناشتائی شکستن. چاشت خوردن. (ناظم الاطباء). تَلَهُّن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «ناهاری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر