معنی ناهاری

معنی ناهاری

6 بازدید
(ص نسبی) (از: ناهار +ی نسبت) و آن لغةً به معنی چیزی است که برای ناشتا شکستن و رفع گرسنگی خورند. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). چیزی اندک را گویند که کسی در صباح بخورد. (برهان قاطع). ناشتائی اندک. چاشت کم. (ناظم الاطباء). چیزی را گویند که بر ناهار بخورند. (از جهانگیری). آنچه بامدادان بار اول خورند از چای و قهوه و نان و شیر و کره و پنیر و مربا و مانند آن. نهاری. نهار کم مایه که ناشتا خورند، پیش از طعام تمام مایه. (یادداشت مؤلف): ای باز سپید خورده کبکان را مردار مخور بسان ناهاری.ناصرخسرو. بامدادانْت دهد وعده به شامی خوش شامگاهانْت دهد وعده به ناهاری. ناصرخسرو. || مجازاً، به معنی غذائی که در روز خورند، امروزه در تداول نهار (MMM ناهار) گویند. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).

کلمات هم‌قافیه با «ناهاری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید