معنی نام یافتن
7 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) شهرت یافتن. مشهور شدن. شهره گشتن. نامی شدن : نام طلب کردی و کردی به کف نام توان یافت به خلق حسن.فرخی. || به وجود آمدن. هستی یافتن. پدید آمدن. موجود شدن : به نام آنکه هستی نام از او یافت فلک جنبش، زمین آرام از او یافت.نظامی.
کلمات همقافیه با «نام یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر