معنی نامی خیرآبادی

معنی نامی خیرآبادی

[ یِ خَ ] (اِخ) (مولوی حاجی...) تراب علی، متخلص به نامی. از پارسی گویان هند است و به روایت مؤلف تذکرهٔ نتایج الافکار: در خیرآباد لکهنو تولد یافت، سپس به کلکته رفت و از آنجا سفری به ایران و عربستان کرد و سرانجام به مدرس بازگشت و به سال ۱۲۴۱ هـ . ق. درگذشت. او راست: از من ای همدم چه پرسی باعث تأخیر اشک خار مژگان میشود هر لحظه دامنگیر اشک. هر زمان دست کشان میبردم جذبهٔ عشق از پی سجده به طاق خم ابروی کسی نیست از بخت بدم چشم امید آنکه بود دست در دست و سرم بر سر زانوی کسی. رجوع به تذکرهٔ شمع انجمن ص ۴۶۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «نامی خیرآبادی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید