معنی نامی ترمدی

معنی نامی ترمدی

[ یِ تَ مَ ] (اِخ) (میر... خان) محمدمعصوم بن میر سیدصفائی ترمدی بکری . از شاعران اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم است. وی به روایت مؤلف «شمع انجمن» متوطن بهکر هندستان بوده است و «از طرف اکبرپادشاه به سفارت پیش شاه عباس ماضی» رفته و با شفائی و فکری و اوحدی مصاحبت داشته است. وفات وی به سال ۱۰۵۱ هـ . ق. در بهکر اتفاق افتاد. او راست: امشب ز سوز سینه خوشم مهلت ای اجل خاشاک نیمسوخته مهمان آتش است. چون گریهٔ من دید نهان کرد تبسم پیداست که این گریهٔ من بی اثری نیست. در عشق بتان مشق جنون باید کرد جان را بطریق رهنمون باید کرد چون شیشه تمام پر ز خون باید شد وآنگه ز ره دیده برون باید کرد. رجوع به طبقات اکبری ج ۲ ص ۵۰۰ و شمع انجمن ص ۳۴۶ و روز روشن ص ۶۷۹ و منتخب التواریخ بداونی ج ۳ ص ۳۶۴ و نگارستان سخن ص ۱۱۷ و مقالات الشعراء ص ۷۹۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «نامی ترمدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید