معنی نامستور
5 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) آشکار. ظاهر. هویدا. پیدا. واضح. صریح. پدیدار. غیرمستقر. ناپوشیده. لائح. || عریان. لخت. برهنه.
کلمات همقافیه با «نامستور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر