معنی نامستقیم
6 بازدید
[ مُ تَ ] (ص مرکب) غیرمستقیم. ناراست. کج و معوج. || نابسامان. نااستوار. که براه و بسامان نیست. پریشان : دل چو کانون و دیده چون آتش کار نامستقیم و حال سقیم.ابوالعلاء.
کلمات همقافیه با «نامستقیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر