معنی نامرئی
5 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) نامشهود. لایری. غیرمرئی. ناپیدا. نادیده. || غیب. نادیدنی. رؤیت ناشدنی. رؤیت ناپذیر. - نامرئی شدن؛ غیب شدن. غایب شدن.
کلمات همقافیه با «نامرئی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر