معنی نامخواست
4 بازدید
[ خوا / خا ] (اِخ) پسر «هزاران» از سرداران تورانی است، در یادگار زریران آمده است: «نبیند کس مر آن نامخواست هزاران را که آید ورزم توزد و گناه کند و بکشد آن «پت خسرو» اردهٔ مزدیسنان [ دلیر مزدیسنان ] را». (از مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی ص ۳۵۱). فردوسی آرد: دگر جادوئی نام او نام خواست که هرگز دلش جز تباهی نخواست.
کلمات همقافیه با «نامخواست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر