معنی نامخلوق
4 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) خلق ناشده. آفریده نشده. || قدیم. مقابل حادث. رجوع به مخلوق شود.
کلمات همقافیه با «نامخلوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر