معنی نامحتشم
5 بازدید
[ مُ تَ شَ ] (ص مرکب) بی حشمت. بی ارج. وضیع. مقابل محتشم، به معنی صاحب حشم و حشمت : هر کس در دیوان رسالت آمدی از محتشم و نامحتشم چون بونصر را دیدندی ناچار سخن با او گفتندی. (تاریخ بیهقی ص ۱۳۹).
کلمات همقافیه با «نامحتشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر