معنی نامآوری
6 بازدید
[ وَ ] (حامص مرکب) نامبرداری. نامداری. شهرت. آوازه. بلندآوازگی. نام آور بودن. مشهور و معروف و سرشناس بودن. معروفیت. سرشناسی : هرکه در مهتری گذارد گام زین دو نام آوری برآرد نام.نظامی. دروغی نگویم در این داوری به حجت زنم لاف نام آوری.نظامی. به هر کار کو جست نام آوری در آن کار دادش فلک یاوری.نظامی.
کلمات همقافیه با «نامآوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر