معنی نالانیدن
4 بازدید
[ دَ ] (مص) به ناله واداشتن. (یادداشت مؤلف). || مریض کردن. (یادداشت مؤلف). رجوع به نالاندن شود.
کلمات همقافیه با «نالانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر