معنی ناقف
5 بازدید
[ قِ ] (ع ص) شکنندهٔ تار سر با نیزه یا عصا. زنندهٔ بر تارک . (آنندراج). آنکه سر را می شکند. (ناظم الاطباء). || کفانندهٔ حنظل و سوراخ کنندهٔ آن. (از منتهی الارب). اسم فاعل از نقف است. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). رجوع به نقف شود.
کلمات همقافیه با «ناقف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قف» برای سرودن شعر