معنی ناقر
5 بازدید
[ قِ ] (ع ص) تیر که بر نشانه رسد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از المنجد) (از ناظم الاطباء). تیر که بر هدف اصابت کند یا تیر که از هدف نگذرد. (از معجم متن اللغة). || نویسندهٔ بر سنگ. (فرهنگ نظام). || آنکه زمین را می کند و سوراخ می کند. الذی ینقر الارض و یثقب. (معجم متن اللغة). || زننده . || زنندهٔ عود و دف . || سوراخ کنندهٔ با منقار. (فرهنگ نظام). اسم فاعل از نقر است. رجوع به نقر شود. ج، نواقر. || (اِ) چنگ. (السامی).
کلمات همقافیه با «ناقر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قر» برای سرودن شعر