معنی ناف بر زمین گذاشتن
5 بازدید
[ بَ زَ گُ تَ ] (مص مرکب) و ناف بر زمین نهادن. سنگین شدن بار حیوان به طوری که شکمش را بر زمین گذارد. (فرهنگ نظام): می گذارد ناف از خورشید تابان بر زمین گر فلک بردارد این باری که بر دوش من است. صائب (از آنندراج). || مجازاً، عاجز شدن کسی از کار زیاد. (فرهنگ نظام). رجوع به ناف افکندن شود.
کلمات همقافیه با «ناف بر زمین گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر