معنی ناف بریدن
5 بازدید
[ بُ دَ ] (مص مرکب) بریدن رودگانی که از خارج به ناف جنین بسته است : نوزتان مادر شش روز نباشد که بزاد نوزتان ناف نبریده و از زه نگشاد. منوچهری. با دایهٔ عفو و سخطت خوی گرفتند چون ناف بریدند شفا را و الم را.انوری. چو نافش بریدند و روزی گسست به پستان مادر درآویخت دست.سعدی.
کلمات همقافیه با «ناف بریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر