معنی ناف افکندن
5 بازدید
[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از درمانده شدن. (فرهنگ نظام) (از آنندراج): نافهٔ مشک نباشد به بیابان ختن ناف افکنده به همراهیش آهوی ختا. محمد سعید اشرف (از فرهنگ نظام) (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «ناف افکندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر