معنی ناف افتادن
5 بازدید
[ اُ دَ ] (مص مرکب) ناف گسیختن. عبارت از بیجا [ جابجا ] شدن عضلات ناف است به سبب برداشتن بار سنگین یا زور کردن زیاده از مقدور یا خوف عظیم خوردن که رنگ را زرد کند و اطلاق آن بر آدم و غیر آدم هم آید چون بار بسیار بر پشت اشتر و قاطر اندازند گویند چنان می کند که نافش بیفتد و این را به تازی سقوطالسرة گویند. (از فرهنگ نظام از بهار عجم) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ناف افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر