معنی نافرمانبرداری کردن
5 بازدید
[ فَ بُ کَ دَ ] (مص مرکب) فرمانبرداری نکردن. اطاعت نکردن. سرکشی کردن. عصیان ورزیدن. طغیان کردن. نافرمانی کردن. تمرد کردن.
کلمات همقافیه با «نافرمانبرداری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر