معنی نافرخنده
3 بازدید
[ فَ خُ دَ / دِ ] (ص مرکب) نامبارک. نامیمون. شوم. میشوم. مشؤوم. نحس. مقابل فرخنده. رجوع به فرخنده شود.
کلمات همقافیه با «نافرخنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر