معنی نافرجامی
6 بازدید
[ فَ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی نافرجام. رجوع به نافرجام شود. || بی پایانی. بی انتهایی. انجام نداشتن. پایان نداشتن. || بدعاقبتی. بدسرانجامی. بی سرانجامی. فرجام نداشتن. بی سر و سامانی : چون حاصل کار ماست نافرجامی تن دردادیم نیک در بدنامی. کمال الدین اسماعیل.
کلمات همقافیه با «نافرجامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر