معنی ناعور

معنی ناعور

4 بازدید
(ع اِ) پهلوی آسیا. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). جناح الرحی. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (المنجد). || دولاب. (ناظم الاطباء). دولاب الماء یستقی به. (معجم متن اللغة). دولی که بدان آب کشند. (ناظم الاطباء). دلو یستسقی بها یدیرها الماء و لها صوت. (معجم متن اللغة). دلو آبکشی. دلو. دول. ناعورة. || آسیاب. طاحونه. آسیا که به آب گردد. (یادداشت مؤلف). || رگی که خونش نایستد. (منتهی الارب) (آنندراج). رگی که خون آن نایستد. (ناظم الاطباء). رگ یا جراحتی که خون از آن فوران کند. (از المنجد). ج، نواعیر.

کلمات هم‌قافیه با «ناعور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید