معنی ناعم

معنی ناعم

7 بازدید
[ عِ ] (اِخ) نام کوهی است . (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). نعیم و ناعم؛ دو کوه است بر جانب راست تنعیم در نزدیکی مکه. (از معجم متن اللغة).
[ عِ ] (ع ص) متنعم. (از معجم متن اللغة). فراخ عیش و نیکوزندگانی. (ناظم الاطباء). عیش ناعم؛ ذونعمة. (از اقرب الموارد). || نرم. لین. (ناظم الاطباء). نرم. لطیف. (فرهنگ نظام): نعم الشی ءُ نعومة؛ لان ملمسه، فهو ناعم. (از اقرب الموارد). || نبت ناعم؛ گیاه نازک و نرم. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). گیاه مستقیم مستوی. (اقرب الموارد). || ثوب ناعم؛ جامهٔ نرم و نازک. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج). الثوب اللین الملمس. (از اقرب الموارد).
[ عِ ] (اِخ) ابن اجیل الهمدانی، مولی ام السلمة. از صحابه است، وی به سال هشتادم هجرت وفات یافت. رجوع به الاصابه ج ۵ ص ۲۲۴ شود.
[ عِ ] (اِخ) مولی رسول اللََّه، از صحابه است. مؤلف الاصابه احتمال داده است که این شخص همان ناعم بن اجیل مولی ام السلمة باشد. رجوع به الاصابه ج ۵ ص ۲۲۴ و نیز رجوع به همان کتاب و همان مجلد ص ۲۲۸ شود.

کلمات هم‌قافیه با «ناعم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید