معنی ناظور
5 بازدید
(ع اِ) باغبان. (منتهی الارب) (آنندراج). ناطور. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || نگهبان. (آنندراج) (غیاث اللغات). || نظاره. (المنجد). || مهتر قوم که مورد نظر ایشان باشد. سیدالقوم المنظور الیه منهم. (اقرب الموارد) (از المنجد). ناظورة. رجوع به ناظورة شود.
کلمات همقافیه با «ناظور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر