معنی ناظمی
6 بازدید
[ ظِ ] (حامص) مأخوذ از تازی، نظم دهندگی. (ناظم الاطباء). ناظم بودن.[ ظِ ] (ص نسبی) منسوب به ناظم. رجوع به ناظم شود.[ ظِ ] (اِخ) مؤلف صبح گلشن این دو بیت را به نام او ثبت کرده است: مژه بر هم زدن و چشم سیاهش نگرید زیر لب خنده و دزدیده نگاهش نگرید می کشد رشک مرا ورنه یقین می گفتم عاقلان را که به رخسارهٔ ماهش نگرید. بیش ازین از احوال او اطلاعی به دست نیامد.
کلمات همقافیه با «ناظمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر