معنی ناظری خوردن
5 بازدید
[ ظِ خوَر / خُرْ دَ ] (مص مرکب) مبلغی از پول به عنوان حق النظاره برداشتن. حق الزحمه گرفتن. چیزی به نام حق کارگزاری و مباشرت گرفتن.
کلمات همقافیه با «ناظری خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر