معنی ناضل
4 بازدید
[ ضِ ] (ع ص) بهادر. غازی. (ناظم الاطباء). غالب در نضال. (المنجد). اسم فاعل از نضل است. ج، نضال. رجوع به نضل شود.
کلمات همقافیه با «ناضل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضل» برای سرودن شعر