معنی ناصروند

معنی ناصروند

5 بازدید
[ صِ وَ ] (اِخ) از دهات دهستان کرگاه بخش ویسیان شهرستان خرم آباد و در ۱۴هزارگزی مشرق ماسور و ۱۴هزارگزی مشرق جادهٔ شوسهٔ خرم آباد به اندیمشک در جلگه ای معتدل و مالاریاخیز واقع است و ۳۰۰ تن سکنه دارد. آبش از دره رود و چاه تأمین می شود. محصولش غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیای ایران ج ۶ ص ۳۵۲).
[ صِ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان یوسف وند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد، در ۱۵هزارگزی شمال غربی الشتر و ۴هزارگزی مشرق جادهٔ شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه در جلگهٔ سردسیر مالاریاخیزی واقع است و ۱۲۰ تن سکنه دارد.آبش از رودخانهٔ کهمان تأمین می شود و محصولش غلات و حبوبات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ساکنین از طایفهٔ یوسف وند هستند. (از فرهنگ جغرافیای ایران ج ۶ ص ۳۵۳).

کلمات هم‌قافیه با «ناصروند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید