معنی ناصبوری
6 بازدید
[ صَ ] (حامص مرکب) بیقراری. بی صبری. ناشکیبی. ناشکیبائی. بی طاقتی. بی تابی. جزع و فزع : گر تو به هر مدیحی چندین تپید خواهی نهمار ناصبوری نهمار بی قراری.منوچهری. چندان بطریق ناصبوری نالید ز درد و داغ دوری.نظامی. بباید ساختن با داغ دوری که عیب است از بزرگان ناصبوری.نظامی. رجوع به ناصبور شود.
کلمات همقافیه با «ناصبوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر