معنی ناصبور

معنی ناصبور

7 بازدید
[ صَ ] (ص مرکب) ناشکیبا. بی حوصله. بی صبر. (ناظم الاطباء). عجول. بی تاب. بی قرار. مضطرب : بدان شب که معشوق من مرتحل شد دلی داشتم ناصبور و قلیقا.منوچهری. ناصبوران چو خاک و چون بادند ظفر و صبر هر دو هم زادند.سنائی. بلائی که باشم در آن ناصبور ز من دور دار ای ز بیداد دور.نظامی. مرد کز صید ناصبور افتد تیر او از نشانه دور افتد.نظامی. || ناگزیر. ناچار. مجبور: بدان را ز نیکی کنم ناصبور ز نیکان بدی را کنم نیز دور.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «ناصبور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید