معنی ناشیگری
4 بازدید
[ گَ ] (حامص) نااستادی. غرارت. بی تجربگی. ناآزموده کاری. عدم مهارت. ناآزمودگی. ناپختگی. رجوع به ناشی شود.
کلمات همقافیه با «ناشیگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر