معنی ناشنوائی
4 بازدید
[ شِ نَ ] (حامص مرکب) کری. (ناظم الاطباء). کر بودن. شنوا نبودن. || بی میلی به شنیدن. (ناظم الاطباء). مایل بشنیدن نبودن. نپذیرفتن. قبول نکردن. اطاعت نکردن.
کلمات همقافیه با «ناشنوائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر