معنی ناشنوا
5 بازدید
[ شِ نَ ] (نف مرکب) کر. اصمّ. (ناظم الاطباء). که نمی شنود. که شنوائی ندارد: بربط از هشت زبان گوید و خود ناشنواست زیبقش گوئی با گوش کر آمیخته اند.خاقانی. || آنکه مایل به شنیدن نیست. (ناظم الاطباء). ناشنو. که نمی پذیرد. که سخن کسی را قبول نمی کند.
کلمات همقافیه با «ناشنوا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر