معنی ناشنا
5 بازدید
[ شِ ] (ص مرکب) ناآشنا. بی اطلاع. بی خبر. (ناظم الاطباء). || ناآشنا. بیگانه. مقابل آشنا: دی همه او بوده ای امروز چون دوری از او؟ ناجوانمردی بود دی دوست و اکنون ناشنا. سنائی. || غیر معروف. (ناظم الاطباء). ناشناس. نامعروف.[ شِ ] (ص مرکب) برابر. یکسان در شمار. مساوی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناشنا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر