معنی ناشده
4 بازدید
[ شُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نشده. انجام نایافته. || نرفته. مقابل شده. رجوع به شده شود: ای در جوال عشوه علی وار ناشده از حرص دانگانه به گفتار روزگار.انوری.
کلمات همقافیه با «ناشده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر