معنی ناشدنی
5 بازدید
[ شُ دَ ] (ص لیاقت) ناشو. غیرممکن. (آنندراج) (از فرهنگ فرنگ). محال. ناممکن. چیزی که مقدر نشده باشد. (ناظم الاطباء). ممتنع. نشدنی. ناممکن. مستحیل : اینها شدنی است آنچه آن ناشدنیست آن است که من ترا فراموش کنم. فروغی بسطامی. || مقابل شدنی، به معنی رفتنی. رجوع به شدن و شدنی شود.
کلمات همقافیه با «ناشدنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر