معنی ناشادکام شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) افسرده شدن. غمگین شدن. رنجیدن : خردمند پیری و برزین به نام دل او شد از شاه ناشادکام.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ناشادکام شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر